شما اینجا هستید
عناوین خبری » ایمان حبه قندی

*محمودصفائی
پروردگار منان انسان را آفرید و ابواب سعادت و کمال را فراروی وی گشود تا در سایه برخورداری از ایمان بتواند جانشین شایسته‌ای برای خالق خود باشد انسانی که خلقت و هدف از آفرینش اوعبادت و پرورش روح بندگی است (و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون) و این مهم میسرنمیشود مگر با ایمان که در وجود او شکل می گیرد خداوند منان کوتاه ترین و مطمئن ترین و سهل الوصول ترین راه برای رسیدن به هدف والای آفرینش که همان قرب پروردگار است را ایمان قرار می دهد، ایمانی که در سایه شناخت و معرفت آغاز می گردد و با اقرار و شهادتین معنا پیدا می‌کند و در سایه عمل با اعضا و جوارح وارکان بدن محقق می گردد ایمان دارای مراتب و مراحلی است که فرد با حضور و ورود در هر مرحله متوقف نشده و حرکت او او معمولاً جنبه رو به بالا و صعودی دارد البته خطرات نفس گاهی انسان را آن چنان دچار نزول می‌کند که به فرمایش قرآن کریم همین انسانی که می تواند خلیفه خدا در روی زمین باشدو به بالاترین مراتب در عالم خلقت برسد متاسفانه از چهارپایان هم بدتر می شود و مورد بی مهری خدا واقع می شود(اولئک کالانعام بل هم اضل) زیرا راه هدایت که خداوند برای او قرار داده است مشخص است ودر سایه این راه هدایت است که انسان مختار است با این انتخاب مسیر سعادت و مسیر ضلالت و گمراهی (اناهدیناه السبیل اماشاکرا واماکفورا) را تعیین نمایدکه اگر ایمان حقیقی و راستین باشد همواره در مسیر بالا و صعودی قرار دارد و فرد به مرحله‌ای می‌رسد که حاضر است جانش را در راه ایمان و اعتقادات و آرمان‌هایش فدا نماید زیرا ایمان افضل فضائل و بهترین فضیلت هاست. ایمان حقیقتی دوست داشتنی و در عین حال دست یافتنی است که همه انسانها با تمام وجود بدان نیازمند بوده و به عنوان یک تکیه گاه مطمئن بدان تکیه زده و در مسیر گذران عمر دنیوی خویش استوارترین ایمان ها و شایسته ترین اعمال انسان در سایه همین بینش و معرفت توحیدی پدیدار می گردد. حقیقت ایمان تسلیم توام با اطمینان خاطر است و مومن کسی است که به حق تسلیم باشد و قطعاً این تسلیم در سایه عمل بوده و صرف بیان لسانی و حرکت زبانی موید برخورداری انسان از ایمان نیست آنجا که پیامبر اعظم اسلام (ص) در تعریف ایمان فرمودند: ایمان شناخت بادل و گفتن با زبان و عمل با ارکان است .ایمان نوعی علاقه شدید الهی و معنوی است که از عقل سرچشمه می گیرد و استدلال ,تسلیم ,اطمینان, فرمانبرداری و یقین مبتنی بر علم و آگاهی و لطف الهی در شکل گیری و تقویت آن موثرند,
امام صادق علیه السلام می فرماید ایمان همچون نردبان ده درجه دارد که پله پله از آن بالا میروند,
در آیات قرآن کریم به تفاوت بین اسلام و ایمان اشاره شده است همان گونه که در صدر اسلام نیز شاهد بوده ایم خداوند سبحان در قرآن کریم در بحث معرفی اعراب و نوع اعتقاد آنها به اسلام و ایمان اشاره می فرماید که برخی از آنها کسانی هستند که اسلام آورده اند اما ایمان نیاوردند و ایمان وارد قلب آنها نشده است یعنی اسلام و ایمان از آن جهت متفاوت اند که اسلام شکل ظاهری و قانونی دارد ولی ایمان یک امر واقعی و باطنی است و جایگاه ایمان قلب آدمی است نه زبان و ظاهر و لذا اسلام آوردن ممکن است برخوردار و منبعث از انگیزه های مختلفی باشد که هم می تواند حوزه انگیزه های مادی و منافع شخصی را پوشش دهد و هم می‌تواند دربردارنده انگیزه های معنوی و علم و آگاهی باشد امام صادق علیه السلام می فرماید: با اسلام خون انسان محفوظ و ادای امانت او لازم و ازدواج با او حلال می‌شود ولی ثواب بر ایمان است. در جایی دیگر در بحث تفاوت بین انسان‌ها که برخی انسانها انسان‌های مستقر یعنی ثابت و پایدار و برخی مستودع یعنی ناپایدار هستند ,یکی از صحیح ترین و گویاترین مصادیق تعبیر بیان و حقیقت ایمان در افراد مختلف است امام علی علیه السلام می فرماید ایمان بر دو قسم است: یکی ایمانی که در دلها ثابت و برقرار و دیگری در میان دلها و سینه ها ناپایدار است تا سرآمدی که تعیین شده است و پیامبر اکرم (ص) نیز می فرماید انسان مومن نیست مگر آن که دلش با زبانش یکی باشد و زبانش با دلش و گفتارش با کردارش ناسازگار نباشد ,لذا ارزش و جایگاه ایمان در دیدگاه معصومین علیهم السلام به حدی است که آن را والاترین و بالاترین مقصد برای انسان ها دانستند.در سخنی از امام علی علیه السلام آمده است که بهترین چیزی که انسان ها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند ایمان به خدا و ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جهاد در راه خداست که جهاد قله بلند اسلام و یکتا دانستن خدا بر اساس فطرت انسانی است .
مومن صفات و ویژگی‌هایی دارد و پذیرش هر مسلک عقیده و تفکری نیازمند پذیرش آداب و سنن آن مسلک و مرام است ویژگی‌هایی که شخص مومن را از سایرین متمایز کرده و زیربنا و ساختار فکر و روحیات اورا تشکیل می دهد . پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: سه چیز است که هرکس داشته باشد طعم آن را چشیده است: کسی که هیچ چیز را بیشتر از خدا و پیامبر و دوست نداشته باشد ,کسی که اگر او را با آتش بسوزانند برایش بهتر است تا اینکه از دینش دست بشوید و کسی که به خاطر خدا دوستی و دشمنی ورزد.
یکی از مشکلاتی که امروز ه در جامعه بشری و در جامعه اسلامی و دینی وجود دارد نوع ایمان اشخاص است برخی مدل و جنس ایمان آنها سکه‌ ای است .سکه خاصیتی دارد که در هر جا قرار گیرد وجود و شکل و ماهیت خود را حفظ کرده و ثابت می ماندورنگ عوض نمی کندوتغییرپیدا نمی کند. متاسفانه نوع و جنس و مدل ایمان برخی نیز حبه قندی است یعنی در هر محیطی که قرار گیرند تابع آن محیط شده و براحتی دچار تغییر ایمانی می شوند. قرآن کریم از,کسانی که ایمان آنها مدل سکه‌ای است و ایمان و خود را حفظ و هیچگاه در بدترین شرایط زندگی حاضر به دست برداشتن از سرمایه ایمانی خود نشده‌اند مثال مشخصی از آسیه همسر فرعون می‌زند آنجا که خداوند در قرآن کریم می فرماید

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (تحریم/۱۱)

خداوند برای تمام مومنان آسیه همسر فرعون را مثل زده است در آن هنگام که گفت پروردگارا برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کارهای ناشایست و نجات بده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش. در این آیه خداوند به همه ما می آموزد که محیط زندگی جبر آور نیست.اینطورنبایدباشد که انسان بهانه بیاوردکه محیط خراب بود ماهم خراب شدیم وبقول معروف همرنگ جماعت شدیم تا ازرسوایی ظاهری دور بمانیم.این گونه عقاید ریشه دینی وتوحیدی نداردو صرفابرای رفع تکلیف وفراز ازادای دین وانجام تکلیف ومسئولیت است. اگر انسان به آرمان‌ها و اعتقادات خود مومن باشد وطعم ومزه ایمان را چشیده باشد و از سکینه الهی برخوردار باشد در هر وضعیت و شرایط محیطی که قراربگیرد, از اعتقاداتش و از ایمانش دور نخواهد شد.
ما می‌دانیم آسیه همسر فرعون از بالاترین جایگاه های دنیایی و نعم و مطامع ومواهب وامکانات دنیایی بهره‌مند بود اما او راه دین و راه خدا و مسیر کمال را در پیش گرفت تا ایمانش وسیله سعادت و اعتقاداتش موجبات هدایتش شود .در جامعه امروزی متاسفانه شاهد هستیم که به صرف قرارگرفتن در برخی محیط های خاص, افراد زیادی در جایگاه ها و طبقات مختلف ایمان خود را به ایمان حبه قندی تبدیل نموده و دستخوش بازی های روزگار می گردند ,هم در متدینین و هم در برخی از علما, هم در بین سیاسیون, هم در بین فعالین اجتماعی و هم در بین اقشار مختلف فرهنگی و دانشگاهی و غیره وجودداردکه نگران کننده است.
ا یمانی که شالوده آن بر مبنای اعتقادات راسخ شکل گرفته باشد و بنیان مرصوص باشد قطعاً نباید از بادهایی که در جهت مخالف عقایدا و می وزند نگران باشد .انسان های بزرگی در دوران معاصر ما وجود داشته و دارند که در حوادث مختلف همانند کوه محکم و راسخ و استوار ایستاده و چون به ندای پروردگار خود با تمام وجود لبیک گفته اند چشمه های ایمان و معرفت از وجود آنها ساری و جاری شده و عزت آنها در روزگار مختلف اظهرمن الشمس است. لطف الهی در زندگی این افراد جاری و به عنوان الگوهای دینی در جایگاه‌های مختلف مورد پذیرش عامه موحدین و مومنین و مسلمین هستند اما متاسفانه در در نقطه مقابل هستندبرخی از مدعیان دین و دینداری که به راحتی ایمان خود را متاع دنیایی ساخته و مانند حبه قندی که در هر شرایطی در آب و درم چای قابل حل شدن است ایمان خود را حل شده می‌بینند و برای دستیابی به منافع و مطامع دنیایی از اعتقادات خود به راحتی عبور می‌کنند.
حدود ۴۲ سال حیات طیبه انقلاب اسلامی ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به همه ما چهره های مختلفی را معرفی کرده است که اینها در حفظ ایمان ضعیف و در اعتقاد و همراهی با ولایت دچار تزلزل شده و متاسفانه از صلابت و اقتدار ایمانی و بینش و معرفت و بصیرت لازم برخوردار نبودند هرچند که ادعای آنها ادعاهایی عجیب وغریب و جایگاه های مختلفی که در اختیار آنها بوده است هم جایگاه هایی کوچک وکمی نبوده است. امروزه جامعه ما به راحتی فرق بین مومن و موحد واقعی و ظاهری را تشخیص و تمیز می دهد .درشرایط امروزی, بایدجامعه دینی در شناخت و معرفی الگوها با بینش و بصیرت بهتر و دقیق تر عمل کرده و مرز بین ایمان سکه ای که در همه جا ثابت و بدون تغییر و محکم بوده و با ایمان حبه قندی که در هر شرایطی تسلیم آن احوالات می‌شود را به خوبی تشخیص ,تبیین ومعرفی نماید.
جامعه ما امروز آیینه ای است برای نسل های مختلفی که به راحتی در تحقق ارزش‌های دینی هم حسین فهمیده و بهنام محمدی تحویل می‌دهند هم محسن حججی و هم سردار قاسم سلیمانی تحویل می‌دهند و در سوی مقابل آنانی که به دربار عربستان پناه برده و یا در شبکه های وهابی سعودی و شبکه های لندنی و خارج از کشور در مسیر ضدیت با نظام و انقلاب قدم بر می دارند .در جامعه ما هم در جایگاه های بزرگ کشوری اشخاصی که از همراهی با نظام ولایت فاصله گرفته‌اند مشخص و مشهودند و هم آنانی که عزت و ایمان خود را حفظ کرده و همچنان عزیز مانده اند. تلاش کنیم برای این که بتوانیم در جامعه دینی آنگونه عمل کنیم که شاهد ریزش خواص و دور شدن آنها و پیاده شدن آنها از قطار انقلاب نباشیم و خواص صرفا مشمول لباس و جایگاه و مناصب نمی‌شود. آنانی که عباد الرحمن هستند ووابسته به مناصب و مسئولیت ها نمی شوند و مسئولیت را پلی برای خدمت بندگان خالص به بهترین مخلوقات عالم می دانند. رسالت همه ما این است با تبیین و معرفی آموزه های واقعی دینی, انقلابی و اسلامی کمک کنیم ایمان جوانان ما و نسل هایی که باید در آینده مدیریت این کشور را در دست گرفته و به این انقلاب و نظام را به پیش ببرند گرفتار نو ع و جنس ایمان حبه قندی نشوند. آنا نی که امروز از گذشته انقلابی خود فاصله گرفته و نسبت به آن اظهار ندامت می‌کنند باید بدانند که انقلاب تعارف بردار نبوده و قطار انقلاب مسافران نا اهل و ناهمگون خود را پیاده کرده و در مسیر مشخص و مبارک خود با صلابت و اقتدار پیش می‌رود.امیدواریم با تعمیق بخشیدن به معرفت وبصیرت دینی وانقلابی خود,سربازی شایسته برای نظام وانقلاب وولایت باشیم.ان شاءالله.
ویادمان باشد:
گر شود ایمانِ انسان سکّه‌ای محکم چو سنگ
حل نگردد همچو قندی در محیطِ بد ز ننگ

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

نشریه فدک | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی