شما اینجا هستید
اجتماعی » رابطه ی مهارت آموزی و سازگاری اجتماعی

مهارت درمانی- به قلم: دکتر الله کرم لیراوی

نه بینی که چون با هم آیند مور/زشیران جنگی بر آرند شور

نظر کن بر این موی باریک سر/که باریک بینند اهل نظر

چون تنهاست از رشته ای کمتر است/چو پر شد ز زنجیر محکم تر است

 

در یک زندگی اجتماعی و یک جامعه،مهمترین معیار و مولفه ها در این خصوص ((سازگاری اجتماعی))است،زیرا همین مقوله ،معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هر فردی و سازگاری او با محیط و دیگران خواهد بود.و این سازگاری اجتماعی میسر نخواهد شد مگر با کسب ((مهارت های مختلف)) از جمله ((مهارت های اجتماعی))

مهارت ها اقسامی دارند : گاهی مهارت های فنی و حرفه ای مدنظر است،ولی گاهی مهارت های ارتباطی ـ مهارت های اجتماعی و دیگر مهارت ها مورد نظر است.ولی قطعا همه ی مهارت ها به همدیگر وابسته و نیاز مندند. یعنی کسب یک یا دو مهارت فنی و حرفه ای حتما می تواند در مهارت های ارتباطی و یا مهارت های اجتماعی تاثیر گذار باشد.کسی که هیچ مهارت هنری یا فنی ندارد به ندرت صاحب شغل و در آمد مفید و هدفداری خواهد بود و اغلب، فرد بی مهارت ،بی هنر خواهد بود و به انزوا کشیده خواهد شد.

پس مهارت ها می توانند منجر به یک ((سازگاری اجتماعی)) و یک جامعه سالم شوند.اینست که ما معتقدیم ،  باید در تمام اقشار جامعه ((مهارت آموزی)) به عنوان یک اصل ترویج شود و نهادینه گردد، تا هم افراد سالم و خالی از دغدغه داشته باشیم و هم جامعه ای سالم و به کاهش ناهنجاری های اجتماعی منجر شود

همه می دانیم که اغلب نابسامانیهای اجتماعی از فقر و بیکاری و عوامل مرتبط با آنها ناشی می شود و مهارت های فنی غالبا منجر به شغل شده و کاهش فقر و نابسامانیها را در پی خواهد داشت .

در فواید کارکردهای سازگاری اجتماعی گفته اند که افراد:

ـ هویت خویش را دریابند/ـ علایق و توانمندی های خود را بشناسند.

ـ مهارتهای اجتماعی کسب کنند/ ـ مهارتهای ارتباطی را فرا گیرند /ـ نیازهای دیگران را بدانند و بالطبع درک کنند.

ـ طرز زندگی کردن با دیگران را یاد بگیرند و در امور اجتماعی شرکت فعالی داشته باشند.

– عزت نفسشان افزایش یابد.

و این سازگاری سعادت فرد و جامعه را در پی خواهد داشت.

افلاطون گوید: (سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد است.))و از سویی برای رسیدن به این سازگاری و سلامت روان جامعه ، باید از همه کمک بگیریم و همه ی افراد جامعه همسو شوند تا نتیجه ی مطلوب به دست آید ؛در یک ضرب المثل یوگسلاوی داریم:((رودخانه های عظیم نیروی خود را به جویبارهای کوچک مدیونند)) و در این زمینه ((پوشه)) می نویسد:((تو بر روی زمین یک فرد واحد نیستی ،بلکه جزئی از کل و اندکی از بسیار می باشی،تو را بر زمین از آن لحاظ نهاده اند که با دیگر آفریدگان هماهنگ شوی و در بساط نمایش آفرینش به نوبت خویش به بازی بپردازی.)) پس برای رسیدن به مهارت ها و سازگاری اجتماعی که از فرد شروع می کنیم تا به اجتماع برسیم،همه اگر تغییر نگرشی به  این سمت داشته باشند پیروزی حاصل خواهد شد که در یک مثل ژاپنی داریم: ((افعی مهیب را دسته ای مورچه از پای در می اورند.)) و تولستوی می نویسد:((انسانی که معنی و هدف زندگی را بداند خود را نه تنها با افراد ملت خویش برابر خواهد دانست ،بلکه با تمام اقوام دیگر نیز مساوی خواهد شمرد.))

سازگاری اجتماعی را یکی از مهم ترین و قوی ترین« مهارت ها » می دانیم و برای رسیدن به آن عوامل زیادی از جمله فراگیری مهارت های فنی، هنری، عاطفی و اجتماعی را دخیل می دانیم و چون سازگاری اجتماعی پیش درآمد سازگاری های روانی، اخلاقی و جسمانی می باشد، باید بنا به دلایل زیر برای این سازگاری اهمیت زیادی قائل شویم:

-سازگاری اجتماعی باعث همنوایی افراد جامعه با هنجارهای اجتماعی می شود.

-باعث زندگی کردن افراد جامعه در چارچوب سنت و فرهنگ جامعه ی خویش می شود.

-از ایجاد ناهماهنگی درمیان جنبه های مختلف یک جامعه مانند نهادها، ارزش ها، هنجارها و گروه بندی اجتماعی جلوگیری می نماید.

-سازگاری اجتماعی، از گسیختگی اجتماعی و ایجاد رفتارهای انحرافی می کاهد.

-سازگاری اجتماعی، موجب انسجام اجتماعی می شود.

-باعث قوام یافتن فرهنگ و نظاممند شدن ساختارها و کارکردهای اجتماعی می شود.

پس اگر سازگاری اجتماعی ایجاد شود جامعه امن و راحتی خواهیم داشت، همه افراد خود به طرف علم و مهارت خواهند رفت و به عبارتی لازم و ملزوم یکدیگرند و هرکدام اثر متقابل بر دیگری خواهند داشت همانطور که ترویج فن و حرفه در بین جامعه باعث بی نیازی و اشتغال و سلامت روح و جسم خواهد شد. سلامت و سازگاری و مهارت اجتماعی هم باعث ترویج و ترغیب به هنرآموزی و مهارت آموزی خواهد گردید.

پس امر مهارت و سازگاری هر دو باید با تلاش و کوشش در جامعه نهادینه شود. در یک مثل عربی داریم که : « اگر مدت چهل روز با مردم به سر ببری یا مانند آن ها می شوی یا آن ها را ترک می کنی. » و کنفوسیوس گوید: « کسی که خیر دیگران را تامین کند، خیر خودش را هم تامین کرده است.» و صائب تبریزی گوید :« جهان شود لب پرخنده ای اگر مردم – کنند دست یکی در گره گشایی هم.»

و گفتیم بیکاری حاصل از فقدان مهارت های لازم زندگی اجتماعی پیامدهای ناسازگاری اجتماعی را در پی خواهد داشت که مهم ترین آن ها عبارتند از :

((۱ـ باعث ((گژرفتاری)) یا ((انحراف اجتماعی)) (social Deviatim) می شود.

۲ـ باعث فساد،خیانت،اختلاس و بزهکاری می شود.

۳ـ باعث تحمیل باورها،ارزشها و اعتقادات،اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر یک فرد یا گروه بر سایر گروه ها و جوامع می شود.

۴ـ موجب تهدید و تهاجم به فرهنگ و هویت جامعه می گردد.

۵ـ موجب از میان رفتن همدلی و بردباری افراد جامعه می شود.

۶ـ موجب درهم ریختن ضوابط و معیارهای اجتماعی می شود.

۷ـ موجب مورد تردید قرار گرفتن مجموعه ی باورها می گردد.

۸ـ موجب بی پروایی و عنان گسیختگی می شود.

۹ـ موجب از هم گسستن دلبستگی به میراث تاریخی و فرهنگی می گردد.

۱۰ـ موجب سنت شکنی و کشیدن خط بطلان بر روابط انسانی می شود.

۱۱ـ موجب تحقق برنامه های نفوذی بیگانگان و رنگ باختن فرهنگ ملی می شود.

۱۲ـ موجب تضعیف قدرت باروری فرهنگی می شود.

۱۳ـ موجب لگدمال شدن و در هم شکستن ارزشهای اجتماعی میشود.

۱۴ـ موجب تهدید ثبات و همبستگی اجتماعی می شود.

۱۵ـ موجب خمودگی و سرگشتگی یا ناآرامی و ناسازگاری نسل جوان می شود.

۱۶ـ موجب نابرابری و بی عدالتی ساختارها،سازمانها و نهادهای جامعه می شود.

۱۷ـ موجب ابراز  خشم و نارضایتی می شود .

۱۸ـ موجب احساس اجحاف و درماندگی می شود.

۱۹ـ موجب احساس انزوا و در حاشیه بودن می شود.

۲۰ـ موجب بروز اعمال تخریبی و عدم اهتمام به مصونیت از اموال عمومی و حرمت قوانین اجتماع می شود.

۲۱ـ موجب احساس بی کفایتی و اشکال در برقراری روابط اجتماعی گرم و طولانی می شود.

۲۲ـ موجب از دست رفتن انسجام روانی و هیجانی میشود.

۲۳ـ موجب افراط گرایی،فرار از واقعیتها ،ترس از اینده ی شغلی،نداشتن هدف در زندگی و … میشود.

۲۴ـ موجب تهدید سلامت و امنیت روانی ـ اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی جامعه می شود.))

علاوه بر آنچه که گفته شد در ایجاد سازگاری اجتماعی که باعث سلامت فرد و جامعه خواهد شد و علاوه بر نهادینه کردن امر مهارتهای ضروری در تمام سطوح و مقاطع تحصیلی در آموزش و پرورش و دانشگاه ها راهکارهای دیگری هم در این زمینه وجود دارد که باید از سوی مردم بالاخص مسؤولان بالایی و میانی تا پایین دستی رعایت شود تا توازن تضمین شده و برقرار گردد.

مهمترین راهکارها برای حفظ و ایجاد سازگاری اجتماعی عبارتند از :

((۱ـ یکی از نکات و راهکارهای اصلی در جهت حفظ سازگاری اجتماعی ،این است که جامعه و متولیان امر به خودیابی و درک موقعیت اجتماع بپردازند و در جست و جوی تعادل مجدد بین عوامل فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی،روانی،اقتصادی و امنیتی کشور باشند.

۲ـ ارزشهای اصیل ملی و اسلامی مورد تایید و بازشناسی افراد جامعه قرار گیرد.

۳ـ بازگشت به ارزشها‌مورد تاکید قرار گیرد.

۴ـ احساس امنیت و اتکا به قانون و ثبات سیاسی،مهم تلقی گردد.

۵ـ افراد جامعه به بهره مندی از قانون و حقوق شهروندی،اعتماد پیدا نمایند.

۶ـ افراد جامعه ،قادر باشند در تشکلها و سازمانهای اجتماعی،سیاسی و فرهنگی و … عضویت یابند.

۷ـ عرصه ی لازم برای فعالیت های سالم و بهنجار افراد جامعه ،مهیا شود.

۸ـ افراد و اجتماعات بتوانند در قالب ارزشها،هنجارها و پیوندها ی اجتماعی که در جریان تعاملات اجتماعی بوجود می اید، قابلیتهای خود را افزایش دهند.

۹ـ افراد جامعه بتوانند در عین به دست آوردن امکان کنترل زندگی خود،از حمایت های محیطی و اجتماعی که در شبکه های ارتباطی آنان به وجود آمده ،برخوردار شوند.

۱۰ـ باید توجه داشت که ارزشها و هنجارها ی مشترک افراد جامعه نیز می توانند ، سطح سازگاری اجتماعی را افزایش دهند و در نتیجه از وقوع جرایم و نابسامانی های اجتماعی،پیشگیری کنند.

۱۱ـ لازم است که افکار عمومی و سازمانهای مسؤول در خصوص وضعیت آسیبهای اجتماعی و آثار و پیامدهای آنها،بیشتر و بهتر بتواند تحقق پذیرد.

۱۲ـ ضرورت دارد ، برای حفظ و ایجاد سازگاری اجتماعی ،نظام آموزشی کشور ،اصلاح گردد.

۱۳ـ باید سطح فرهنگ و سواد افراد جامعه ،ارتقا یابد.

۱۴ـ ضروری است که نظارت دقیق و جدی خاصی بر کنترل جمعیت و تدوین قانونی موثر در این خصوص‌، به عمل آید.

۱۵ـ در راستای حفظ و ایجاد سازگاری اجتماعی و برای حمایت از افراد جامعه در ارتباط با این موضوع،مقرراتی تدوین گردد.

۱۶ـ نهاد خانواده،تقویت شود و توجه ی والدین به فرزندانشان مهم و جدی شمرده شود.

۱۷ـ ثروت در جامعه،عادلانه توزیع گردد.

۱۸ـ رفاه اجتماعی،افزایش یابد.

۱۹ـ از فقر و شکاف طبقاتی ،جلوگیری به عمل آید.

۲۰ـ ایجاد مشاغل،در دستور کار قرار گیرد.

۲۱ـ موانعی که بر سر راه توسعه ی یک واحد اجتماعی مشخص ،قرار می گیرند شناسایی و به نوعی رفع گردند.

۲۲ـ توان بالقوه ی جامعه ،افزایش یابد.

۲۳ـ نهادهای آموزشی و فرهنگی در کشور،گسترش یابد.

۲۴ـ فضای فرهنگی ـ روانی جامعه هماهنگ با ان ،سالم سازی شود.

۲۵ـ دستگاه های ارشادی و تبلیغاتی و سازنده ی افکار عمومی مانند صدا و سیما و مطبوعات ،سازمانها و دستگاه های تعلیماتی و تبلیغاتی ،با توجه به نیازها و زمان ،سامان یابند و برنامه های حساب شده ارائه کنند.

۲۶ـ شرایط خود اتکایی،اعتماد به نفس،شکوفایی استعدادها،بکارگیری نیروهای بالقوه و زایندگی در جامعه،فراهم شود.

۲۷ـ افراد جامعه بتوانند از نظر روانی و ذهنی ،آمادگی مشارکت و فعالیت داشته باشند تا بلکه سرخوردگی اجتماعی کاهش یابد و با ارتقای سازگاری اجتماعی،مشارکت همدلانه در زمینه های مختلف فرهنگی ،سیاسی،اجتماعی و اقتصادی و … فرصت ظهور پیدا کنند.

۲۸ـ نسبت به تنش زدایی،آرامش بخشی،بازگشت احساس اعتماد،نظم و ثبات و رفع عوامل ناسازگاری و … اقدام عاجل شود.

۲۹ـ افزایش حس وظیفه شناسی ،تعهد و مسؤولیت ،انضباط و وجدان کاری ،اعتماد متقابل ،تشویق به کارهای جمعی و تولیدی و هدفمند با اولویت دادن به افزایش ضریب ایمنی جامعه و ایجاد نظم و ثبات اجتماعی،از اهداف اولیه ی راهکارهای حفظ و ایجاد سازگاری اجتماعی است.

——- ادیب المالک فراهانی چنین سروده است:

غرض ز انجمن و اجتماع جمع قو است ـ چرا که قطره چو شد متصل به هم دریاست/

ز قطره هیچ نیاید ولی چو دریا گشت ـ هر آنچه نفع تصور کنی در آنجاهاست /

ز قطره دیده نگردیده هیچ جنبش موج ـ که موج جنبش ،مخصوص بحر طوفان است/

زقطره ماهی پیدا نمیشود هرگز ـ محیط باشد کز وی نهنگ خواهد خاست/

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

نشریه فدک | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی